Uzwān ī Pārsīg- زبان پهلوی ساسانی

Ēn wafgub pad ān ī uzwān ī Pārsīg hammōzišn rāy ast-این وبلاگ برای آموزش زبان پارسیگ است

زبان پارسیگ چیست - Pārsīg čē ast

پارسیگ چیست؟
پارسیگ همان پارسی به زبان ایرانیان روزگار ساسانیان است. پارسیگ که به نادرستی پهلوی خوانده شده (زیرا پهلوی اشاره به پهلوانیان دارد و زبان پهلَوْها که همان پارت‌ها یا اشکانیان هستند) زبان دیوانی و کشورداری ایرانیان در زمان ساسانیان بوده است. این زبان نیای راست زبان کنونی پارسی نو است. تا به امروز تلاش‌های فراوانی برای خواندن و آموختن این زبان شیرین شده است که ما در این دهلیز آن‌ها را بکار خواهیم بست. زبان پارسیگ اثرهایی بر دیگر زبان‌های همسایه خود نیز داشته است که بیشترین اثراتش را بر زبان‌های ایرانی غیر-پارسیان مانند کردی، گیلکی، مازندرانی، پشتو، تاتی و ... داشته است. در زبان‌های انیرانی نیز این زبان بسیار کارگر بوده چنانچه انبوهی از واژگان تازی و عبری و سریانی ریشه از این زبان کهن ولی پویا دارند. در فرسته‌های آینده درباره برخی از این واژگان به بحث و سخن می‌نشینیم.

Pārsīg čē hast?
Pārsīg hamāg Pārsī (Fārsī) pad uzwān ī mardōmān ī rōzgār ī Sāsānān bawēd. Pārsīg ka gāhīhā Pahlawānīg xwānīhist (ēdrāyčē Pahlawānīg pad Pahlawān nimāyēd ud uzwān ī Pahlawān ayāb Aškānān bāšēd) ēn uzwān,andar rōzgār ī Sāsānān, uzwān ī dēwānīg ud sāstārīg ī Ērānšahrīgān būd estēd. Ēn uzwān, niyāg ī rāst ī uzwān ī nūn ī nōg-pārsīg hast. Tā pad ēmrōz wasyār uzmāyišnān-ē abar xwāndan ud hāmmōxtan ī ēn šīrēn uzwān hanǰām estēd kē amā ēdar dahlīz awēšān rāy sōgēnom. Uzwān ī Pārsīg daxšagān-ē abar any xwad hamsāyag uzwānānaš-iz dāšt estēd kē mehist ī ēn daxšagān abar uzwānān ī Ērānīg ī a-pārsīgān bawēd, čiyōn Kurdīg, Gīlagīg, Nōg-Tapurīg, Paštō, Tātīg ud ... . Andar uzwānān ī Anērānīg-iz was tuwānāg bawēd čiyōn was wāzān ī Tāzīg ud Abrāygāw ud Sūrīg az rēšag ī ēn uzwān ī kahwan bē kārīg dārēnd. Andar frestagān ī dudigarēn abar awāhmān ī wāzān pad saxwan ud guft nišīnom

۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
Ēr dibīr

ریشه‌شناسی واژه «آب»

واژگان، فروزگان و کارواژگان پارسیگ دارای ریشه‌‌شناسی ویژه بخودی هستند که اگر کسی زبردست و کارآزموده نباشد، دچار گمراهی و سردرگمی می‌شود. در این فرسته می‌خواهیم به بررسی ریشه‌های واژه پارسیگ (آب-āb) بپردازیم. باشد که مورد پذیرشتان قرار گیرد.

Āb

āb : آب. این واژه در نوشته‌های دینی پارسیگ به دیسه 𐭠𐭯- ʾp̄ و در نوشته‌های مانوی پارسیگ به دیسه 𐫀𐫁-ʾb نمایان می‌شود که برگرفته از پارسی باستان  𐎠𐎱𐎡- از نیا-ایرانی یا پویرو-ایرانی (Proto-Iranian) Hā́fš* .
۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
Ēr dibīr

دستور زبان (نام)

پیشگفتار

زبان پارسیگ نیای راست پارسی نو (پارسی دری/ فارسی) همانند فرزند پاکزادش دارای گردانیدن یا تصریف واژگان سنگین و سختی نیست. گردانیدن (inflection یا inflexion)[۱] یکی از ویژگی‌های زبان‌های هندو-اروپایی بویژه زبان‌های کهن و باستان آن‌هاست ولیکن در زبان‌های ایرانی میانه باختری همچون پهلوانیگ و پارسیگ اینچنین نیست. از اینرو نمی‌توان زبان‌های ایرانی میانه باختری را زبان‌های گردانشی واژگانی شمرد و این گفته‌ها که فلان زبان ایرانی نو باختری از خاستگاه اوستایی است دروغی بیش نیست.

۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
Ēr dibīr

پارسیگ از دید زبانشناسی (۱)

پیش از آنکه درباره زبان پارسیگ بپردازیم بایستی با دانسته‌هایی همچون ایرانی میانه، نگارش آن و ... آشنا شویم.

ایرانی میانه چیست؟

روزگار میان فروپاشی شاهنشاهی هخامنشی تا شکست ساسانیان از تازیان و اسلام‌گرایی ایرانیان را در زبانشناسی زبان‌های ایرانی، زبان‌های ایرانی میانه (Middle Iranian) می‌خوانند. این زبان‌ها دارای خط یا دبیره هستند و از اینرو هر آنچه اثر نوشتاری پیشا-اسلامی و غیر-میخی یافت شود (با دانستن و احتساب زمان نوشته) می‌توان آن را از ایرانی میانه دانست. کهن‌ترین نوشتارهای ایرانی میانه به زبان‌های ایرانی میانه خاوری مانند سغدی و سکایی برمی‌گردد. دبیره‌های این زبان‌ها گوناگون و با خاستگاه‌های ناهمسان هستند. همچون دبیره‌های مانوی، براهمی، سریانی، پهلوی (اشکانی، ساسانی (سنگنبشته‌ای، نسکی، سکه‌ای و شکسته (وشته) ) و زبوری)، سغدی، یونانی-بلخی و خوارزمی. تا پیش از رمزگشایی و برگردان نوشته‌های بلخی که به دبیره یونانی است، دانشمندان زبانشناسی زبان‌های ایرانی میانه را با مانستگی میان دبیره‌هایشان رده‌بندی می‌کردند زیرا بر این باور بودند که «خط بعنوان نماد یکپارچگی ایرانی میانه» است.
۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
Ēr dibīr

پارسیگ از دید زبانشناسی (پیشگفتار)

دانش سترگ زبانشناسی، یکی از شاخه‌های پربار ادب و علم است که روز به روز پیشرفت می‌کند. در این مدتی که نبودیم و درگیری‌های بسیاری همچون کار و درس و پژوهش زمان را از ما ربوده بود؛ توانستیم که یکی از سرچشمه‌ها و بن‌مایگان گرانمایه و ارزشمند درباره زبان‌شناسی و زبان‌های ایرانی (کهن، میانه و نو) را بیابیم که بدون هیچ بزرگنمایی، بی‌همتاست و بسیار چکیده و کم‌گنجا به همه جستارهای ارزشمند زبانشناختی آن موضوع پرداخته است. نام کتاب در زبان اصلیش که آلمانی است، «Compendium Linguarum Iranicarum» (راهنمای زبان‌های ایرانی) است که اثر دانشمند و زبانشناس نامور آلمانی بنام «رودیگر اشمیت» (Rüdiger Schmitt) است. این نوشته سترگ که در دو جلد است را استاد گرانپایه، حسن رضایی باغ بیدی سرپرستی ترجمه‌اش را پذیرفتند و توانستند برگ زرینی به درخت پربار دانش زبان‌شناسی در ایران و دیگر هازمان‌های فارسی زبان، بیافزایند. نویسندگان وبلاگ بر این شدند که در میان آموزش‌های زبان‌آموزی و ... از پارسیگ، هر از گاهی بخشی از این کتاب ارزشمند را برایتان بفرستند تا شما نیز از آگاهی‌های بایسته برخوردار گردید.

با سپاس فراوان


۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
Ēr dibīr

بنْ‌مایه(:مرجع) شناسی زبان پارسیگ

برخی از دوستاران و کنجکاوان و ضد البته پژوهندگان امروز و فردای دهلیز ما پیام داده بودند که این واژگان را از کدام سرچشمه می‌آورید و ما  واقعا شیفته واژگان  این شیرین زبان پارسیگ شدیم

۱ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
Ēr dibīr

یادگار بزرگمهر

یادگار بزرگمهر، یکی از اندرزنامه‌های نوشته شده از سخن‌های وزیر اندیشمند بزرگ ساسانی، بُزُرْگْمِهْرِ بُخْتَگان است.

۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
Ēr dibīr

هفته و اصطلاحات آن در پارسیگ

پیش درآمدی بر هفته📆

در دین زرتشتی تا سده‌های میانی روزگار اسلامی؛ هفته و روزهایش عملا کاربردی در میان بهدینان نداشته است. هفته یک ساختار رده‌بندی روزهای یک ماه است که نخستین بار بدست سومریان ساخته شد و پس آنان؛ سامیان که سرآمدشان بابلیان و آرامیان بودند؛ آن را گسترده کردند و توانستند روزهای هفته را بدان گونه که امروزه در نزد جهانیان کاربری دارد؛ پدید آورند. نخستین نژادی که پس از میانرودانیان سامی‌تبار از هفته بهره جستند؛ مصریان بودند که هفته‌هایشان ده روزه بود؛ سپس یونانیان هفته را به همان گونه هفت روزه بواسطه دین‌های ابراهیمی همچون جهود دریافت کردند. سپس از یونان به دیگر جای‌های اروپا هفته برپایه شیوه هلنی-بابلی بکارگرفته شد تا آنکه اَشو(:حضرت) مسیح - که درود بیکران بر او باد - زاده شد و دین ترسایی در روم روایی یافت و کمی شیوه نامگذاری روزهای هفته دگرگون شد. پس از پیدایش مانی پیامبر در ایرانشهر؛ چون گرایش وی به دین‌های ابراهیمی آن زمان همچون ترسایی بود؛ شیوه هفته را در دینش نهاد. این نخستین دین ایرانی بود که در آن از هفته بکارگرفته می‌شد. تا پیش از وی هفته تنها در میان ترسایان و جهودان در ایران کاربرد بسیار محدودی داشت. از همان روزگاری که هفته بدست بابلیان توسعه داده می‌شد؛ دو نگرش برای نامگذاری روزهای هفته وجود داشت؛ یکی زمان اَباخٌتَرانی کَلْدانیان و دیگری شیوه شمارگانی.

در نگرش زمان اباخترانی کلدانیان🌞🌝، روزهای هفته برپایه آغاز ساعت یا زمان اَباخْتَرها(:سیارات) نامیده می‌شدند؛ چنانکه روز شنبه به کیوان (:زحل)؛ یکشنبه به خورشید؛ دوشنبه به ماه؛ سه‌شنبه به بهرام (:مریخ)؛ چهارشنبه به تیر (:عطارد)؛ پنجشنبه به زاوش یا هرمزد (:مشتری) و آدینه به ناهید (:زهره) تعلق دارد. این شیوه بیشتر در نزد بابلیان و یونانیان و رومیان کاربرد داشت و همین شیوه سپس در نزد اروپاییان نیز کارگر افتاد. همچنین پس از تازش اسکندر یونانی به ایران و کشورگشایی‌اش تا هند؛ شیوه هلنی-بابلی بر هندیان نیز مؤثر واقع شد.
نگرش شیوه شمارگانی🔢🔢؛ روزهای هفته را پس از روز آرامش و تعطیل هفته یا همان شَبات/شَنبه/شَمبد؛ روزها را شماره‌گذاری می‌کند که همین شیوه روا در بیشتر زبان‌های کنونی خاورمیانه است.
در نزد مانویان که از آموزه‌های مانی پیروی می‌کردند؛ هر دو شیوه بکارگرفته می‌شده است؛ چنانچه یکشنبه به زبان پارسیگ مانوی اِیْوْشَمْبَد یا ماه‌ْزَمان خوانده می‌شود. در نوشته‌های مانده از مانویان و همسایگان خاوری ایران زمین که چینستان و ترکستان بوده‌اند؛ آمده که مانویان پایه‌گزار نامگذاری روزهای هفته در خاور دور شدند. باری نام‌های روزهای هفته در پارسیگ بدین گونه‌اند:

هفته
haftag
شنبه
šambat, kēwān zamān
یکشنبه
ēwšambat, mihr zamān
دوشنبه
dōšambat, māh zamān
 
سه‌شنبه
sēšambat, wahrām zamān
چهارشنبه
čahāršambat, tīr zamān
پنجشنبه
panǰšambat, ohrmazd zamān
آدینه
ādēnag, anāh
īd zamān

⭕️ گوشزد⭕️
در ایران باستان نام‌هایی همچون کیوانشید، مهشید، مهرشید و ... باشندگی نداشته و ندارند. این‌ها واژگان ساختگی آذر کیوان هستند که از فرقه‌های دساتیری بوده و در روزگار صفوی می‌زیسته‌ است. از بکارگیری این واژگان خودداری فرمایید
در ادامه برای مطالعه و دانستگی بیشتر؛ چند برگی از یکی از نوشته‌های دوستانم را در این باره برایتان می‌فرستم

دریافت نوشتار پیوستی برای دانستن بیشتر

۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
Ēr dibīr

پارسیگ با پهلوانیگ چه تفاوتهایی دارند؟

تا سالیان درازی از روزگار کهن اسلامی تا چند دهه پیش پنداشته میشد که زبانهای پارسیگ و پهلوانیگ یک زبان بوده و این دگرش ها و ناهمسانیهای لهجه ای یا گویشی این زبانهاست. برای نمونه شادروان استاد معین -که خدایش در بهشتش کناد- پارسیگ را پهلوی ساسانی (جنوبی) و پهلوانیگ را پهلوی اشکانی (شمالی) میداند. این دیدمان و نگرش به این زبانها، تا نسل پس از شادروان استاد معین ادامه داشت تا آنکه پس از واکاویهای زبانشناختی، زبانشناسان این دو زبان را جدا از هم دانستند.

۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
Ēr dibīr

نگرندگی یا مناظره در ادب پارسیگ

یکی از نشانه‌های پویندگی هر زبانی، اندازه بار ادبی و شیوه‌های ادبی آن زبان است. پارسیگ با آنکه زبانی باستانی بشمار می‌رفته ولی دارای ادبی پرمایه و پرباری در برخی زمینه‌ها ست. یکی از زمینه‌هایی که ادب پارسیگ در آن خوش درخشیده است؛ نِگرَندگی یا مناظره است. چکامه(:شعر) درخت آسوریک یکی از نوشته‌های دلکش و زیبای نگرندگی در این زبان است که برایتان بارگذاری می‌نمایم.
و اما داستان درخت آسوریک چیست؟ درخت آسوریک گفتگویی میان دو شهرگانی آن روزگاران یعنی ایرانیان و سامیان است. بز در اینجا نماینده شهرگانی ایرانی و درخت خرما که بانام درخت آشوری(آسوری) شناخته شده؛ نماینده شهرگانی میانرودان است. این چکامه در اصل به زبان پهلوانیگ (پارتی/اشکانی) بوده و سپس به زبان پارسیگ ترجمه شده است؛ باری شمار بسیاری از واژگان و شیوه‌های واگویشی پهلوانیگ در این نوشته بچشم می‌خورد که شماری از اینها را برایتان در زیر آورده‌ام.
روز=rōž  =rōz
-iž = -iz=نیز
از=az = až
پای=pāy=pāδ
در فرسته‌های آینده ددرباره برخی از پرسمان‌ها (:مسائل) نوینی که پس از خواندن نوشته‌ با آن روبرو می‌شوید؛ به بحث و سخن می‌پردازیم

دریافت نوشتار اصلی درخت آسوریگ

دریافت ترجمه درخت آسوریگ (ترجمه احسان طبری)

۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
Ēr dibīr

کالبدشکافی (:آناتومی) در پارسیگ

با اینکه تازیان و گذر زمان خواهان نابودی نوشته‌های پزشکی این زبان بودند؛ لیکن هنوز برخی از مادیان‌هایش برای ما بازمانده‌ است. در فهرست زیر؛ شماری از واژگان کالبدشکافتی این زبان را به شما دوستاران و زبان‌آموزان پارسیگ می‌گزارم. در فرسته‌های آینده درباره بیماری‌های شناخته شده در این زبان نیز به بحث می‌نشینیم

۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
Ēr dibīr