Uzwān ī Pārsīg- زبان پارسیگ (پهلوی ساسانی)

Ēw turēnag pad rāy ī hammōzišn ī uzwān ī Pārsīg hest-این وبلاگ برای آموزش زبان پارسیگ است

۳ مطلب با موضوع «جهان باستان» ثبت شده است

نگرندگی یا مناظره در ادب پارسیگ

یکی از نشانه‌های پویندگی هر زبانی، اندازه بار ادبی و شیوه‌های ادبی آن زبان است. پارسیگ با آنکه زبانی باستانی بشمار می‌رفته ولی دارای ادبی پرمایه و پرباری در برخی زمینه‌ها ست. یکی از زمینه‌هایی که ادب پارسیگ در آن خوش درخشیده است؛ نِگرَندگی یا مناظره است. چکامه(:شعر) درخت آسوریک یکی از نوشته‌های دلکش و زیبای نگرندگی در این زبان است که برایتان بارگذاری می‌نمایم.
و اما داستان درخت آسوریک چیست؟ درخت آسوریک گفتگویی میان دو شهرگانی آن روزگاران یعنی ایرانیان و سامیان است. بز در اینجا نماینده شهرگانی ایرانی و درخت خرما که بانام درخت آشوری(آسوری) شناخته شده؛ نماینده شهرگانی میانرودان است. این چکامه در اصل به زبان پهلوانیگ (پارتی/اشکانی) بوده و سپس به زبان پارسیگ ترجمه شده است؛ باری شمار بسیاری از واژگان و شیوه‌های واگویشی پهلوانیگ در این نوشته بچشم می‌خورد که شماری از اینها را برایتان در زیر آورده‌ام.
روز=rōž  =rōz
-iž = -iz=نیز
از=az = až
پای=pāy=pāδ
در فرسته‌های آینده ددرباره برخی از پرسمان‌ها (:مسائل) نوینی که پس از خواندن نوشته‌ با آن روبرو می‌شوید؛ به بحث و سخن می‌پردازیم

دریافت نوشتار اصلی درخت آسوریگ

دریافت ترجمه درخت آسوریگ (ترجمه احسان طبری)

۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
1

فرگرد بیست و یکم شایست و ناشایست

شایست و نشایست (šāyist nē šāyist) یکی از مادیان های پارسیگ در زمان پیشا-اسلامی است. این نوشته دارای ۲۳ فرگرد (fragard) یا فصل است که در هر فرگردی به بررسی یکی از احکام دین زرتشتی میپردازد. شیوایی نوشتار و سادگی آن میتواند یاریهای سودمندی را در راستای زبان آموزی پارسیگ برایتان به ارمغان آورد
در این فرسته ما به فرگرد ۲۱ میپردازیم که درباره اندازه گیری سایه ساعت آفتابی برای مشخص شدن زمان درست نمازهای شبانروزی زرتشتیان است. گفتنی است که در این فرگرد ما با چند واژاک اخترشناختی و یکای اندازه‌گیری درازا آشنا خواهیم شد که جداگانه درباره یکایکشان به بحث و سخن می‌نشینیم.




واژگان💯:

♋️karzang
خرچنگ، برج خرچنگ، سرطان، برابر تیرماه
šēr♌️
شیر، برج شیر، أسد، برابر امردادماه
hōšag♍️
خوشه، برج خوشه، سنبلة، برابر شهریورماه
tarāzūg♎️
ترازو، برج ترازو، میزان، برابر مهرماه
gazdum♏️
کژدم، برج کژدم، عقرب، برابر آبان‌ماه (نکته: به پارسیگ این جاندار را کَزدُم یعنی دارنده دم گزنده می‌نامند ولی در پارسی آن را کژدم به معنای دم کج می‌خوانند)
♐️nēmasp
نیم‌اسب، برج نیم‌اسب/کماندار، رامی/ قوس، برابر آذرماه
wahīg♑️
بَهی، برج بهی/ بزغاله، جَدی، برابر دی‌ماه
dōl♒️
دول، برج دول/دلو/ آبکش، دلو، برابر بهمن‌ماه
māhīg♓️
ماهی، برج ماهی/ ماهیان، حوت، برابر اسفندماه
warrag♈️
برّه، برج بره، حَمَل، برابر فروردین‌ماه
gāw♉️
گاو، برج گاو، ثور، برابر اردیبهشت‌ماه
dōpahikar♊️
دوپیکر، برج دوپیکر، جوزاء ،برابر خردادماه
nēmrōz🔆
نیمروز، ظهر
panǰ-ēk🕑
یک پنجم، پنج‌یک
sē-ēk🕓
یک سوم، سه‌یک
gām ī dō pāy👣
گام دوپای، یکی از یکاهای روزگار ساسانی است و برابر ۵ فوت دانسته شده
gām👟
گام، یکی از یکاهای روزگار ساسانی است و برابر ۱۲ اینچ دانسته شده
axar✨
اختر، ستاره، برج، صورت فلکی. در نوشته‌های پارسیگ بیشتر به معنای برج و صورت فلکی است تا ستاره

۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
1

گیتاشناخت پارسیگ

پارسیگ از اندک زبان‌های میانه ایرانی ست که دارای شمار بالایی از واژگان گیتاشناختی است. این اندازه از واژگان به بهانه کشورگشایی ساسانیان و ارج‌نهاندن ایرانیان به زمین و پدیده‌های بر روی آن بوده است. گستره واژگان از سنگنبشته‌های شاهپور یکم ساسانی تا نسک‌های روزگار اسلامی همه و همه از نامجایها و اصطلاحات گیتاشناختی بهره‌جویی کرده‌اند.
و اما نام برخی از کشورها، نژادها، طایفه‌ها، اصطلاحات و پدیده‌های گیتاشناختی در زبان پارسیگ:
شرق، مشرق➡️

xwarāsān

غرب، مغرب⬅️

xwarwarān, xwarōfrān, xwarnifrān

شمال⬆️

abāxtar

جنوب⬇️

nēmrōz, ērag

نصف النهار🌐

nēmrōzān

جلگه، زمین پست

ēr , ērag

کوه🗻

gar, kōf

رود

rōd

دریا🎑

zrēh , daryāb

دریاچه⛲️

war

اقلیم، قاره🗺

kišwar

کشور🗾

šahr, būm

ایالتدار

šahrab

پایتخت

šahrestān

شهر

deh, šahr

روستا

rōstāg, wis

قبیله🗿

zand

طایفه

wēs

خاندان

dūdag

============
سمرقند

Samargand

سُغد= تاجیکستان کنونی

Sugd, Suwd, Sūd, Sugl, Sūl

خجند

Xuǰand

تاشکند

Čāč

بخارا

Buxārag, Wuxārag

بلخ

Baxl , Balx

خوارزم

Xwārazm

هون‌ها، حیاطله= نام نژادی ترک که در میان چین و ایران جای داشتند

Xiyōnān

مرو

Marw

هرات

Harē, Harēw

توس

Tōs

نیشابور

Nēwšābuhr

قائن

Kāyin

قهستان= نام کهن استان خراسان جنوبی کنونی ایران

Kōhestān, Kōfestān

گرگان

Gurgān

دَهِستان= نام کهن ناحیتی میان ترکمنستان و ازبکستان کنونی که زادبوم پارتیان و داهه‌ها بوده است

Dahestān

اورشلیم

Urišlīm

تیسفون= ایوان مدائن

Tēsibōn, Tēspōn, Tēsifōn

عربستان

Arabestān, Arwastān

بابِل

Bābil

حیره

Hērt

همدان

Ahmadān, Hamadān

ماد

Mād, Māy

کردها، کردستان

Kurdān

شهرزور= شهری در کردستان عراق کنونی

Šahr zōr

عراق

Ērāg, Ērāk

نهاوند

Nihāwand

رشته‌ کوه‌های البرز

Padišxwārgar

گیلان

Gīlān

دیلمان

Dēlamān

تبرستان، طبرستان= مازندران

Tapūrestān, Tapūrān

موصل

Mōsil

دیاربکر

Āmidōs

سوریه

Šām, Sūrīg būm

یمن

Yaman

افریقا

Frīkā

کوفه

Kōfā

مکه

Makkā

سیستان

Sagestān

بلوچ‌ها= بلوچستان

Balōčān

زابلستان

Zāwulestān

کرمان

Kirmān

پارس

Pārs

تخت جمشید

Sadistūn

خلیج فارس

Pōidīk

دریای عمان و تنگه هرمز

Sadwēs

شوش

Šūs

انطاکیه

Andiyōg

فرات

Frāt

دجله

Diglit , Digtal

هجر= بحرین

Hagar

جی= اصفهان

Gay , Gaw , Spāhān

آذربایجان

Ādurbāygān

گنجه

Ganzag

آمل

Āmōl, Āmuy

بغداد

Bagdād

هندوستان

Hidūstān

ترکستان

Turkistān

چینستان= چین

Čīnestān

ارمنستان

Armin

گرجستان

Gurǰastān

قفقاز

Kōfkās

روم

Hrōm

یونان

Yōnān, Yōnā

توران

Tūrān

اسرائیل

Srāel

فلسطین، یهودیه

Palestīn , Yūdāyā

آشور

Āsūr

مصر

Mudrāy , Agiptōs

حَرّان= نام ناحیتی میان عراق و اردن و سوریه

Harrān

بین‌النهرین

Mayānrōdān

تراکیا=بلغارستان

Trākiyā

موسیا=رومانی و صربستان

Mōsiyā

داکیا= مجارستان

Dākiyā

گوت‌ها= نام قومی آلمانی

Gōt

ژرمنیا=آلمان

Garmāniyā

هیسپانیا=اسپانیا

Ispaniyā

آفریکا=لیبی+ تونس و بخش‌هایی از الجزایر

Āfrikiyā

۰ نظر Hamdādēstānān ۰ Hamēstarān ۰
1